تبليغاتX
مترجم تلخ ترین سکوت
من واقعا از داداش گلم(اقا مرتضی)که کمکم کرد بعضی از مشکلاتم رو حل کنم سپاسگذارم

 

www.saloosh.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 13:15  توسط سالوش  | 

شهر هرت جاییست که خنده عقل را زایل میکند

شهر هرت جاییست که همه با هم مساویند وبعضیها مساوی تر

شهر هرت جاییست که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر رو میشناسند

شهر هرت جاییست که با میلیاردها پول فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چادر بر پا کرد

شهر هرت جاییست که درخت ها علت اصلی ترافیکند و بریده می شوند تا ماشین ها راحت تر برانند

شهر هرت جاییست که می پرسند میخوای با این آقا زندگی کنی میگه نمیدونم هر چی بابام بگه

شهر هرت جاییست که ماموران امنیت شهر میگن به ما چه پدر مادر می خواستید مواظب بچه هاتون باشید

شهر هرت جاییست که زن باید گوشه خونه باشه البته اون گوشه خونه آشپز خونه است و بهش میگن مروارید در صدف

شهر هرت جاییست که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا پول تاکسی شونو در بیارن

شهر هرت جاییست که نمیشه رو پشت بومش رفت مگه این که از یه طرفش بیافتی

شهر هرت جاییست که همه بدن مگه اینکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جاییست که نصف مردمش زیر خط فقر زندگی می کنند ولی سریال های تلوزیونیش توی کاخ ها ساخته می شه

شهر هرت جاییست که رنگ های رنگین کمان مکروهند و سیاه مستحب

شهر هرت جاییست که گریه محترم و خنده محکومه

شهر هرت جاییست که...

اینا رو از روی نیلی لیلی جون کپی کردم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 14:18  توسط سالوش  | 

 

1- چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

2- چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

3- چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟

4- چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

5- چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟

6- چرا خلبان های کامیکازه از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟

7- اگر این حرف درست باشه که ما به دنیا می آییم که به دیگران کمک کنیم پس دیگران برای چی به دنیا میان؟

8- آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

9- چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

10 - چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

11- چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟

12- اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 15:29  توسط سالوش  | 

 دعا

خدایا به من توفیق تلاش در شکست .صبر در نومیدی . رفتن بی همراه . جهاد بی صلاح .

کار بی پاداش . فداکاری در سکوت . دین بی دنیا . مذهب بی عوام . خدمت بی نان .

ایمان بی ریا . خوبی بی نمود . گستاخی بی خامی . مناعت بی غرور . عشق بی هوس .

تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی انکه دوست بداند ارزانی کن .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 20:43  توسط سالوش  | 

 

یک دوست معمولی هیچ گاه نمی تواند گریه تو را ببیند

.

یک دوست واقعی شانه هایش از گریه تو تر خواهد شد

.

دوست معمولی اسم کوچک والدین شما را نمی داند

.

دوست واقعی شاید تلفن آنها را جایی نوشته باشد

.

دوست معمولی یک جعبه شکلات برای مهمانی تو می آورد

.

دوست واقعی زود تر به کمک تو می آید و تا دیر وقت برای تمیز کردن

می ماند

دوست معمولی از دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت می شود

.

دوست واقعی می پرسد که چرا نتوانستی زودتر تماس بگیری

.

دوست معمولی دوست دارد به مشکلات تو گوش دهد

.

دوست واقعی سعی در حل آنها دارد

.

یک دوست معمولی مانند یک میهمان عمل می کند و منتظر میماند

.

تا از او پذیرایی شود

.

یک دوست واقعی به سوی یخچال رفته و از خود پزیرایی می کند

.

دوست معمولی میپندارد که بعد از یک مرافعه دوستی شما تمام است

.

یک دوست واقعی می داند که بعد از یک مرافعه دوستی شما محکمتر میشود

و

یک دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با تو میماند

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 15:6  توسط سالوش  |