خیلی وقته با خبر خوش نیومدم ... به خاطر همین بی مقدمه میرم سر اصل مطلب
یه هفته پیش زنگ زدم به یه دکتر دیگه که اونم جراح دیسک و ستون فقرات بودوقت گرفتم ... گفتم این همه دکتر ما رو نا امید کرده بذار اینم بدترمون کنه دلش خوش شه ... من عادت کردم ...
بر بخت بد من 1 هفته بعد بهم وقت دادن اونم وقت افطار ... منم وقت افطار گرسنه و تشنه پا شدم رفتم مطبش و 1 ساعت و نیم منتظر شدم تا بالاخره نوبتم شد . رفتم تو و رو صندلی کناری دکتر نشستم و گفت خب مشکلتون چیه ؟؟؟منم در حالی که جواب < ام ار ای > رو میدادم دستش گفتم میگن دیسک ...وقتی حرفم تموم شد نگام کرد و خندید و گفت کی میگه ؟؟؟ گفتم دکترا ... گفت خب هر دکتری یه تجویز داره ...
پرسید چرا این جوری شدی ؟؟؟ کار سنگین کردی ؟؟؟
گفتم نه قایق رانی کار کردم ... دید خیلی قاطع دارم جواب میدم گفت انگار حرف دکترا به دلت ننشسته ؟؟ گفتم اره ... دوست ندارم بگن باید جراحی کنی ... دوست ندارم بگن باید ورزش رو بذاری کنار جاش یه عصا دستت بگیری و مثل ادمای 80 ساله راه بری و ...
(چون تنها رفته بودم همه حرفام رو بهش زدم چون اگه مامان میومد نمیذاشت حرفام رو بگم )
دکتر یه دفه وسط حرفام گفت کی گفته باید عمل کنی ؟؟؟ کی گفته ورزش رو بذاری کنار ؟؟؟ کی اینا رو گفته ؟؟؟
گفتم دکترا . گفت واجب شد بدونم کدوم دکتر ؟؟ گفتم دکتر ...
خندید و گفت انتظار داشتم اسم این دکتر رو بشنومبعد گفت برو واسه معاینه ... معاینم کرد و گفت تو هیچ نیازی به جراحی نداری و تازه باید قایقرانیت رو ادامه بدی ولی باید سمت پارو زدنت رو تغییر بدی . به مسابقاتت هم ادامه بده من منتظر موفقیت های تو مخصوصا در عرصه ورزش هستم . تو هم قایقرانی رو ادامه بده هم شنا رو دنبال کن . هم دیگه غصه عمل رو نخور چون اصلا نیازی نیست .حتی برام دارو هم ننوشت . گفت وضعیتت اونقدر حاد نیست .
وای خدای من نمیدونین چقدر خوشحال شدم اصلا داشتم شاخ در میاوردم که خدایا اینا رو داره به من میگه ؟؟؟
وقتی خدا حافظی کردم اومدم بیرون باورتون نمیشه پله های مطب رو دو تا یکی میپریدم ... هیچ دردی رو حس نمیکردم ...
وقتی رسیدم پایین خدا رو شکر کردم که هیچکی منو تو اون حال ندید وگنه چقدر میخندید .
از همتون ممنونم ... خیلی ممنونم ... خیلی دعام کردید ... همش به خاطر دعاهای شما بود که به من این جواب رو دادن ... به همتون مدیونم ... ولی هنوز به دعاهاتون احتیاج دارم ... هنوزم دعام کنید من مشکلم کامل حل نشده .. هنوز خیلی ها میگن ممکنه تشخیصش اشتباه باشه ... تو رو خدا دعا کنید این جوری نباشه که اگه اینجوری باشه ... وای خدای من نه ...
تو رو خدا دعام کنید ... با اون دلای پاکتون سر سفره سحر و افطار منو فراموش نکنید
خواهش میکنم ...
التماس دعا
سلام ...
برگشتم ...
بعد از 25 روز مسافرت توپ برگشتم ... خیلی خوش گذشت .
به این مسافرت احتیاج داشتم . واقعا احتیاج داشتم ...
دلم برای همتون تنگ شده بود مخصوصا اونایی که تو این مدت به فکرم بودن و بهم سر زدن . بقیه هم دستشون درد نکنه از دور پا رو پا انداختن و انگار نه انگار یه سالوشی وجود داره یا اینکه یه زمانی با هم دوست بودیم یا اصلا همدیگرو میشناختیم .
باشه ... مهم نیست ... اینم مثل بعضی چیزای دیگه که دست خود ادم یا باب میل ادم نیست ... منم 2 ماهی میشه تصمیم گرفتم وقتی اپ میکنم به کسی نگم بیاد تا ببینم کی واقعا برام ارزش قائله و بی دعوت میاد ... لازم نیست حتما برم دنبالش ...
خب این از این
الان شما خودتون میگید خودت چقدر بی وفا بودی که تو این مدت سری به نت نزدی
واالله به خدا انقدر سرم شلوغ بود و از یه طرفم دسترسی به نت نداشتم وگرنه فراموش نمیشدین
جو مسافرتم عروسی بود
کی تو عروسی پسرذ عموش میاد نت ؟؟؟ درسته این ۲۵ روز عروسی نبود ولی باور کنید تو گیر و دار بودیم
ولی من 1 بار سر زدم دیدم کیا بهم لطف داشتن ولی وقت نشد بهتون سر بزنم
اومدم اینا رو بگم نگید از این بی وفا هیچ خبری نیست
مرسی که بازم مثل همیشه به حرفام گوش دادین
راستی بعد از تحمل گرسنگی و تشنگی وقتی نشستین پای سفره افطار منو فراموش نکنید
التماس دعا ...