تبليغاتX
مترجم تلخ ترین سکوت - تغییر مسیر
سلام .اومدم بگم یه کار کردم تو زندگیم که همه چیز رو عوض کرد ...

من امسال دوباره کنکور دادم که قبول شدم ... اون رشته ای که خودم دوست داشتم رو قبول شدم ...

خیلی هم خوشحالم ... فقط تنها ایرادش اینه که خیلی دوره ...

اخه همدان قبول شدم ...

رفتم ثبت نام هم کردم ... خوابگاه هم گرفتم ...

وای که چه قدر همه چیز اونجا گرونه یعنی باید قناعت کنم ...

من شیمی میخوندم که اصلا دوست نداشتم ... الان روانشناسی کودکان استثنایی میخونم ...

درسته یه کم دوره ولی باز به کرمانشاه نزدیکه ... از این لحاظ خیالمون راحته ...

فقط تا الان که ۱ سال شیمی خوندم ۱ میلیون تومن هدر رفت ...

ولی کسی چیزی بهم نگفت چون واقعا این رشته رو دوست دارم ...

مخصوصا این که رشته دانشگاهی پدرم هم همین بوده ...

با این تفاوت که اون رشته ناشنوا خونده و من دوست دارم معلولین جسمی حرکتی بردارم ...

بازم مهم نیست هر چی خدا بخواد همون میشه ...

فقط از این به بعد دیگه نمیتونم بگم درسا سخته چون پدرم میگه خالی نبند منم اینا رو خوندم ...

هر چند الان بازنشسته شده ولی بازم به کارش علاقه داشت ...

خلاصه اینکه از یه دنیایی دارم میرم یه دنیای دیگه ...

امیدوارم فقط خدا کمکم کنه که پشیمون نشم ...

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 19:5  توسط سالوش  |